فلسفه ی آفرینش انسان از دیدگاه قرآن و شیخ نجم الدین رازی
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

فلسفه ی آفرینش انسان

 از دیدگاه قرآن و شیخ نجم الدین رازی

 

 

چکیده :

        انجام این تحقیق ما را به این نتیجه ی کلی می رساند که باورها و دیدگاه های نجم الدین رازی و اهل عرفان درباره ی آفرینش انسان ،درحقیقت ترجمه و تفسیر همان آیات و احادیثی است که درباره ی خلقت آدمی بیان شده است ،اما دراین میان تأکید و توجه اصلی ایشان به دخالت مستقیم ذات پاک خداوندی جل وعلا- در آفرینش و ساختن شکل و قالب انسان با   ید قدرت خود و بدون دخالت غیر است  ودلیل این مهم را این گونه بیان می دارد که چون دل انسان ،خزانه ی گنج معرفت خداوند است پس خداوند در خلقت آدمی به هیچ کس و هیچ موجودی اجازه ی دخالت  نمی دهد ،علاوه براین عارفان و به ویژه نجم الدین رازی معتقدند که خلقت روح قبل از آفرینش جسم است و براین دیدگاه باور دارد که  روح آدمی چندین هزار سال قبل از جسد او آفریده شده است و پس از خلقت جسم و قالب انسان ها ، روح به کالبد آنان تعلّق می گیرد.

        عارفان به ویژه شیخ نجم الدین رازی ، در ارتباط با خلقت انسان نظرات  مختلفی را بیان می دارد از آن جمله گاهی هدف از آفرینش انسان را معرفت ذات خداوند می داند و زمانی دیگر این هدف را محبت انسان به معشوق ازلی یا محبت حق به ذات پاک خود می داند و گاهی هدف  ا زخلقت او را ،اعمال و عبادات او می داند و در نهایت به احسان  حق-جلّ و علا- به بندگان خود اشاره می نماید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه    

          در این تحقیق دیدگاه های قرآن مجید و شیخ نجم الدین رازی درباره ی چگونگی آفرینش انسان و هدف یا اهداف این پدیده ی عالم خلقت مورد بررسی قرار گرفته است.

            روش کار به این صورت بوده است که ضمن بیان  دیدگاه های شیخ نجم الدین رازی، دیدگاه های قرآن نیز درباره ی آفرینش انسان بیان شود تا دیدگاه های ایشان به درستی معلوم و شناخته شود.

              «مرصاد العباد  داستان دلکش و به هم پیوسته ی سرگذشت آدمی از آفرینش تا بازگشت ابدی است. نغزترین و گیراترین بخش کتاب« داستان آفرینش آدم» است و آن در واقع شعر عالی منثوری است که از خداپرستی عاشقانه ی عرفانی مایه گرفته است .»      (گزیده مرصادالعباد،رازی،نجم الدین،ص27-26)

               قرآن مجیدنیز ،کتاب زندگی و نسخه ی تکامل و سعادت و پیشرفت آدمی است ، بنابراین به جا و ضروری است  به یکی از سوالات اساسی انسان که همواره برای او مطرح بوده و هست« هدف ازآفرینش انسان چیست؟»وبشرمی خواسته است بداند برای چه آفریده شده است و هدف از زندگی چیست؟ جواب داده شود.

                     در این راستا سوالات متعدددیگری نیز مطرح است که به چند مورد از آن ها اشاره می شود از قبیل : با آفرینش انسان کدام گره ناگشوده ی جهان هستی با دست های ناتوان و ضعیفش باز شده است؟ آیا خلقت آدمی فایده و بهره ای داردیا این که موجودی بی بهره و بی ثمر است؟ و آیا انسان بدون دلیل پا به عرصه ی هستی گذاشته است ؟و....

             در پاسخ به این پرسش ها , نظرات و دیدگاه های بسیار و متفاوتی بیان شده است که درجای خود قابل تأمّل و بررسی است ولی در این میان دیدگاه عارفان و به ویژه دیدگاه های  شیخ نجم الدین رازی از اهمیّت و جایگاهی ویژه برخوردار است و با دیدی بازتر و عمیق تر به این مهم پرداخته اند ؛ از این رو دیدگاه های ایشان بیان می شود و با دیدگاه قرآن مجید مقایسه می شود . 

      

 

 

 

واژگان کلیدی : قرآن, آفرینش انسان , نجم الدین رازی , احادیث

آفرینش انسان  از دیدگاه شیخ نجم الدین رازی 

          نکته ی قابل توجه در دیدگاه های اهل عرفان درباره  ی آفرینش انسان همان دیدگاه های قرآن و احادیث است.به عبارتی دیگر تفسیر و شرح همان آیات و احادیثی است که درباره ی خلقت آدمی آمده است،امّا در این راستا  تأکید اصلی عارفان به دخالت مستقیم  خداوند متعال در ساختن کالبد و جسم انسان با دست خود و بدون دخالت دیگران است و براین مبنا داستان  ها وسخنان داستان گونه ی زیادی بیان کرده اند از آن جمله« نجم الدین رازی» اندیشه های خود را با نقل حکایتی زیبا و نو بیان می دارد . ایشان از مأموریت فرشتگان مقرّب بارگاه ذات احدیت به منظور برگرفتن مشتی خاک و بردن آن به درگاه باری تعالی سخن می گوید. این خاک باید کالبد ابتدایی انسان را بسازد و لباس هستی و وجود را به او بپوشاند،اما هر کدام از این فرشتگان در انجام رسالت و مأموریت خود با عجز و خواهش خاک روبه رو می شوند که آن ها را به خداوند سوگند می دهد و از ایشان می خواهد که او را به حال خود رها کنند و دچار تشویش ها و خطرهای ناشی از اختیار نسازند .  

             سه فرشته ی اول؛ جبرئیل،میکائیل و اسرافیل ،بادستی تهی و سری افکنده از خجلت و شرم به سوی درگاه خداوند برمی گردند و داستان گریه و زاری و التماس و نافرمانی  خاک را به حضور حق تعالی بازگویی می کنند و سرانجام خداوند به عزرائیل دستور می دهد تا به سوی خاک برود و عزرائیل هم با جود این که در ترحّم و شفقت دست کمی از سه فرشته ی دیگر ندارد و با وجود این که دلش به حال خاک می سوزد و به رحم می آید، اما ماجرای فرمان و دستور خدا را برهمه چیز برتری می دهد و ضمن آن که خاک را به گفت و گو سرگرم می کند مشتی از آن را می رباید و به حضور حق- تعالی وتقدس-  می برد.    (گزیده ی مرصادالعباد, ص65و66)

        همین داستان در مثنوی معنوی نیز بیان شده است که در ذیل بیت هایی از آن آورده می شود:

« پس زبان بگشود خاک و لابه کرد

کز برای حرمت  خلّاق فرد

ترک من گو و برو،جانم ببخش

رو،بتاب از من عنانِ خنگ رخش

درکشاکش های تکلیف وخطر

بهرِ الله هِل مرا ،اندر مبر»             (مثنوی معنوی ،دفترپنجم،بیت 64-1562)

هم چنین آمده است :

«خاک را مشغول کرد او درسخن

یک کفی بربود از آن خاک کهن

ساحرانه درربود از خاکدان

خاک مشغول سخن چون بیخودان

برد تا حق تربت بی رای را

تا به مکتب آن گریزان پای را»     ( همان،بیت95-1693)

             اما آن چه  در این بحث شایسته و درخور توجه است آن است که خداوند در خلقت تمامی موجودات  وسایط مختلف را به کار می گیرد ولی در کار آفرینش انسان ,وساطت کسی را نمی پذیرد و خود دست درکار می کند و می فرماید:« انّی خالقٌ بشراً من طینِ » (سوره ی 38/ 71) به طـور ی که این کار ، افرادی را دچار اشتبـاه می کند و از آستان خداوندی می پرسند: آیا آسمان و زمین را تو نیافریده ای ؟ خداوند متعال د ر جواب آنان بیان می دارد: « این جا اختصاصی دیگر هست که اگر آن ها به اشارت(کُن) آفریدم، این را به خودی خود می سازم بی واسطه که در او گنج معرفت تعبیه خواهم کرد.» (مرصادالعباد,ص67)  

                  توضیح رازی برای این امر آن است که همان طور که امیران و حاکمان برای ساختن بناها خدم و حشم را به کار می گیرند و ننگ دارند ازاین که خود دست در کار نهند ، اما آن گاه که تصمیم بگیرند جایگاهی برای قراردادن گنجینه های گران بهای خود بسازند تمامی اطرافیان خود را دور می کنند و بدون واسطه به کار می پردازندو پس از پایان کار ،گنجینه ی خود را در آن جایگاه قرار می دهند، پس خداوند به این کار شایسته تر است؛ زیرا گنجینه ی او گنج معرفت و خزانه ی آن گنج سرای دل آدمی است؛ بنابراین خداوند متعال گِل وجود آدمی را برای پذیرفتن این گنج و این امانت با ارزش چهل شبانه روز به نظر عنایت پرورش می دهد و آماده می سازد چنان که در روایت آمده است :« خمَّرتُ طینه آدمَ بِیَدیَ اَربَعینَ صباحاً» واز آن جا که از تأثیر تابش خورشید ، سنگ خارا صدف گوهرهای گوناگون می گردد« بنگر تا از خصوصیت(خمّرت طینه...) در مدت (اربعین صباحاً) که به روایتی هر روز، هزار سال بود، آب و گل آدم صدف کدام گوهر شود. » (مرصادالعباد،نجم الدین رازی ،ص 67 و68) 

در این حال فرشتگان درتلاش هستند به علت آفرینش آدمی پی ببرند و از کار خداوند سخت در حیرت مانده اند و از ناز و

تعزّز خاک حیرت زده می شوند ولی خداوند در جواب ایشان می فرماید: « اِنّی اَعلمُ ما لاتعلمونَ شما چه دانید که ما را با این مشتی خاک از ازل تا ابد چه کارها در پیش است.»     (همان،ص71) 

             باید فهمید که همان گونه که خداوند متعال در تخمیر سرشت آدم بدون واسطه و کمک غیر عمل کرده است و به هیچ احدی اجازه ی دخالت نمی دهد و به هنگام دمیدن روح در قالب ، هیچ کس را محرم نمی کند و به خداوندی خود به نفخ روح قیام می کند و به هنگام فرستادن روح از عالم ارواح به عالم اجسام ، روح را در معیـت و حمایت نفخه ی خاص خود می فرستد ؛ زیرا راهی بس دور در پیش است و امکان دارد که در این مسافت و منازل به دوست و دشمن مشغول شود و حق را فراموش کند و از « ذوق انسی که در خداوند پیدا کرده است محروم ماند» (همان ،ص73) پس روح قدسی را که چندین هزار سال در مقام قرب به خدا و عنایت حق به سربرده است بر مرکب خاص « نفخت فیه » سوار می کنند و در مملکت وجود آدمی برمسند خلافت می نشانند.

           آن چه از درون مایه ی گفته های عارفان برمی آید حکایت از آن دارد که خلقت ارواح سال ها قبل از آفرینش اجساد صورت گرفته است. البته لازم به یادآوری است که اهل عرفان براین باورهستند که مبدأ همه ی موجودات ،ارواح انسانی بوده است ومبدأ ارواح انسانی ،روح پاک محمدی (صلی الله علیه و آله و صحبه ) ، چنان که فرمود: « اوَّل ماخَلَق الله روحی.» ( همان ص38و39)

                 پس خداوند بزرگ در ابتدای آفرینش موجودات  ابتدا « نور روح محمدی را از پرتو نور احدیت پدید آورد» (همان،ص38و39) و سپس از انوار روح پیامبران، روح اولیا و از انوار روح اولیا ، ارواح مومنان را خلق کرد و به همین ترتیب ،سیر نزولی آفرینش ارواح بعد از مؤمنان ، با خلقت ارواح عاصیان،منافقان و کافران ادامه پیدا می کند.

        

 اهداف خلقت آدم  از دیدگاه  نجم الدین رازی

 

           دراولین دیدگاه عارفان ، هدف از آفرینش انسان را معرفت ذات حق می دانند و برای اثبات ادعای خود به این حدیث مشهور استناد می کنند که حضرت داود (ع) از پیشگاه خداوند متعال سوال نمود:« یا ربّ لِماذا خلقتَ الخلقَ؟» و حق تعالی درپاسخ اومی فرماید:«فاحببتُ ان اُعرف».(گزیده ی مرصادالعباد،رازی،نجم الدین،ص95)رازی،درسراسرکتاب خود ،         « هدف آفرینش و زندگی انسان را دریافت معرفت الهی و  وصول به حضرت او می داند.»(همان،ص26-27)   

در همین راستا شیخ عطار در ابیات زیر به مضمون حدیث فوق اشاره می کند و می فرماید:

زِ ربُّ العزّه اندر خواست داود

که حکمت چیست کامد خلق موجود

خطاب آمد که تا این گنج پنهان

که این ماییم بشناسند ایشان (اسرارنامه،نیشابوری،عطار، ص98،بیت  30و1629)

           نجم الدین رازی اعتقاد دارد که معرفت حقیقی جز از انسان درست  برنمی آید؛ زیرا هرچند که ملِک و جِن در تعبّد با انسان شریک بودند ، «امّا انسان در تحمّل اعباء بار امانت معرفت از جملگی کائنات  ممتاز گشت.» (مرصادالعباد،رازی،نجم الدین،ص 2)

         از دیدگاه رازی ، « معرفت حقیقی ،معرفت ذات و صفات خداوندی است و برسه نوع است: معرفت عقلی، معرفت نظری و معرفت شهودی ». (گزیده ی مرصاد العباد، ص 91) سپس هریک از آن ها را جداگانه توضیح می دهد و بیان می داردکه : « معرفت عقلی،عوام خلق است و در آن کافر و مسلمان و جهود و ترسا و گبر و ملحد و فلسفی و طبایعی و دهری را شریک است؛زیرا که اینها در عقل با یک دیگر شریک اند و جمله بر وجود الهی اتفاق دارند.»(همان،ص91) پس اگر اختلافی هم وجود داشته باشد در صفات خداوند است نه در ذات او.

      معرفت نظری ,« خواص خلق راست و آن چنان باشد که چون تخم روح در زمین بشریت بر قانون شریعت پرورش طریقت یابد، و شجره ی انسانی به مقام مثمری رسد ، در ثمره ی آن خاصیت که در تخم بود بازآید به اضعاف آن و چیزهای دیگر که در تخم یافته نشدی ،با خود بیارد.»(همان،ص 92-91) از دیدگاه او اگر چه این مرتبه از معرفت بسیار بلند است و این مقام بسیار شریف ، ولی «روح را بدین عالم تخم وار برای این قدر نظر معرفت که هنوز شکوفه ی شجره ی انسانیت است نفرستادن و بس.بلکه خواصِ خواص را که کمال استعداد و حُسن تربیت ارزانی داشتند ، ایشان را براین شجره در این شکوفه بنگذاشتند ،به درجه ی ثمرگی حقیقی رسانیدند و آن معرفت شهودی است و سرّ آفرینش کاینات برای این معرفت بود.» (همان،ص93) پس «معرفت شهودی ، معرفت خاصّ الخاص است که خلاصه ی موجودات و زبده ی کاینات اند و فایده ی تعلّق به قالب ، حقیقت این معرفت بود.» (همان ،ص94)   

 

 

آفرینش از دیدگاه قرآن

1- عبادت :

       از جمله آیاتی که فلسفه ی انسان را بیان می کند آیه ی کریمه ی 56 سوره ی ذاریات می باشد که می فرماید:« وماخَلَقتُ الجنَّ والإِنسَ الاّ لِیَعبدون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن». این آیه ی شریفه به صراحت هدف از آفرینش را عبادت و پرستش حضرت خداوندی بیان می کند و عبادت را دلیل اصلی خلقت جن و آدمی ذکر می کند. و این عبادت به عنوان فلسفه ی خلقت انسان برای تکامل و نزدیکی به خدای متعال که کمال مطلق است می باشد ؛بنابراین عبادت راه و وسیله است برای رسیدن به کمال و چون راه نزدیک شدن به کمال مطلق فقط یکی است و آن هم خط مستقیم است لذا فرمود فقط برای عبادت خلق کردم . و در سوره ی «یس» فرمود :«صراط مستقیم عبادت خداست».                ( یس /آیه ی 61) راه فقط یکی است و آن هم طریق عبادت و بندگی خداست.

        از صفات خداوند متعال «رحمت» است و این مهر و رحمت برای او جنبه ی ذاتی دارد و به اقتضای خود باید بروز داشته باشد؛ بروز این رحمت بسته به آفرینش موجوداتی است که قابل آن باشند و لذا آن ها را پدید آورد تا سفره ی فضل و احسان خود را پیش روی آن ها بگستراند. قرآن کریم می فرماید: « و لو شاءَ ربُّک نجعلُ النّاس اُمّه واحده و لایزالونَ مُختلِفینَ الّا مِن رحـمِ ربِّکَ و لِذلکَ خَلَقَهم و تمَّت کلمه ربِّک لأملئنَّ جهنَّمَ من الجنَّهِ والنّاسِ اَجمَعین ؛  و اگـر پروردگـارت می خواست همه ی مردم را یک امت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می داد، ولی آن ها پیوسته در اختلافند مگر کسی که پروردگارت رحم کند و برای همین (پذیرش رحمت) آن ها را آفرید و فرمان پروردگارت قطعی شده که : جهنم را از همه ی (سرکشان و طاغیان) جن و انس پر خواهم کرد.» (هود/ 119-118)

       بنابراین آفرینش انسان و سایر موجودات د رراستای جریان رحمت خداوندی است و آن هم مراتبی دارد که متناسب با قابلیت های گوناگون موجودات ،از مبدأ فیض توزیع می شود. به طور کلی رحمت خداوند بر دو گونه است: 1 رحمت عام که برخاسته از «رحمانیت » الهی است. 2- رحمت ویژه که از «رحیمیّت» خداوند ناشی می شود. 

                گفتیم،رحمت مراتب گوناگون دارد وجز مرتبه ی نازل که جنبه ی عام دارد،مراتب بعدی آن نیازمند قابلیت های بیشتری است. این قابلیت از چه راهی به دست می آید؟ بی گمان یگانه راه رسیدن به آن آشنایی و تقرب به مرکز و سرچشمه ی کمال است . بر این اساس ،راه کمال یافتن انسان و کسب آمادگی های بیشتر، در نزدیک شدن به خداوند است. پس می توان این گونه بیان کرد که :  خداوند معدن رحمـت و احسان است و لذا اراده کرده است که موجودات را بیافریند ، تا این فضل و رحمت خود را بروز داده و در گستره ی آن جاری کند ولی دریافت شایسته و درهمه ی مراتب آن، بسته به آمادگی و ظرفیت بالاست و این ظرفیت جز از راه نزدیکی به خداوند که شناخت او گام اول در این راه است ، حاصل نمی شود، هم چنان که گفته اند:« مَعرِفه اللهِ ، اَنفعُ المَعارِفِ. برترین مراتب شناخت ، شناخت خداوند است.» 

 

  2- امتحان و ابتلا:

             دسته ی دوم از آیات قرآن کریم فلسفه ی خلقت انسان را امتحان و ابتلا بیان می فرماید: « وهُوَالّذی خَلَقَ السّموات و الأرضَ فی ستّه إیّام و کانَ عرشُهُ علی الماءِ لِیبلُوَکُم إیُّکم أحسَنُ عملاً » و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (وحکومت) او برآب قرار داشت تا به (خاطراین که) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهتر هستید.» (سوره هود/6)

           دریکی دیگر از آیات قرآن مجید خداوند متعال می فرماید که نعمت ها و زیبایی های زمینی را هم برای به خاطر امتحان آفریده است آن چنان که می فرماید: « أنّا جَعَلنا مَا عَلَی الأرضِ زِینَه لّها لِنَبلُوَهُم أیُّهُم أحسَنُ عَمَلا همانا ما هرآن چه را بر روی زمین است آرایش و زینتی برای آن قرار دادیم تا انسان ها را بیازماییم که کدام یک بهترین عمل را دارند.» (کهف/7) 

 

3- خلافت و جانشینی :

        یکی از بارزترین آیات خداوند که اشاره به خلافت و جانشینی انسان بر روی زمین دارد و هدف از خلقت انسان راجانشینی  بیان می کند این آیه است که می فرماید:« وإذ قال ربُّکَ لِلملائکه إنّی جاعلٌ فی الأرضِ خلیفه قالُوا أتَجعلُ فیها من یُفسِدُ فیها و یَسفِکُ الدِّماءَ و نحنُ نُسَبِّحُ بِحمدِکَ ونُقَدِّسُ لک قالَ إنّی أعلَمُ مالا تَعلَمون ، وهنگامی که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینی قرار می دهم (قراردهنده هستم) گفتند: آیا در زمینی که کسی در آن فساد می کند و خون می ریزد قرار می دهی؟وحال آن که ما تسبیح وحمد وتقدیس تو می کنیم . فرمود همانا من چیزی را که شما نمی دانید می دانم.» (بقره/30)

            بنابراین آیه ی شریفه  فلسفه ی آفرینش انسان جانشینی خداست وچون خدا می خواست جانشینی داشته باشد،آدم را آفرید.          

   

فرجام سخن

 

           خلاصه این که تنها علت آفرینش انسان از دیدگاه قرآن و عارفان به ویژه شیخ نجم الدین رازی ،عبادت و بندگی خداوند است و امتحان و ابتلا جزئی از طاعت و وسیله ای برای سنجش و ارتقای آن است و بهره مندی از مقام خلافت در سایه ی کسب اسماء الهی و تخلّق به صفات خدایی است و انسان به مقداری که بینش و رفتار و گرایشش خدایی شود به همان مقدار از خلافت الهی بهره مند خواهد شد و تنها راه رسیدن به آن ،مسیر مستقیم بندگی است و غایت هرسه ؛ رسیدن به رحمت واسعه ی پروردگار است؛ بنابراین برخوردار ی ا ز رحمت ، فلسفه ی آفرینش انسان است و هرچه انسـان در طریـق بندگی و تقرّب به خـدای سبحان قدم برمی دارداستعداد بیشتری برای کسب رحمت و فیض الهی پیدا می کند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1-   قرآن مجید ، ترجمه ی الهی قمشه ای .

2-  بلخی ، جلال الدین محمد،مثنوی معنوی ، تصحیح محمد علی استعلامی، چاپ دوم ،تهران،انتشارات زوّار، 1369،دفتر پنجم.

3-  رازی،نجم الدین ابوبکر، مرصاد العباد، چاپ چهارم،تهران،  انتشارات علمیوفرهنگی ، 1371 .

4- رازی ،نجم الدین ابوبکر، گزیده ی مرصاد العباد، محمد امین ریاحی ،چاپ ششم،تهران،انتشارات علمی ،1373.

5-   نیشابوری،شیخ فریدالدین عطار، اسرارنامه، تصحیح سیدصادق گوهرین، چاپ دوم، تهران ، انتشارات زوّار،1361.

 

 

 ابراهیم ابوبکری  آذرماه 1387